تبليغاتX
دست دوم
ایرانسل...بازی... ستون آزاد

روزی که هواپیمای ایرانسل را برنده شدم!

دیشب حسابی خوابیدم. خواب خیلی خوبی بود. تا دیروقت توی جشن پایانی جشنواره ایرانسل بودم. بعد از اینکه هواپیما رو تحویل گرفتم زدم تو خط عشق و حال توی خیابونها. تصمیم گرفتم زیادی بلندپروازی نکنم. پس کمربند ایمنی رو بستم، بعدش هم یه تیک آف اساس و دِبرو! پشت چراغ قرمز که وایستاده بودم هی گاز میدادم. اوووم...اووم خیلی حال میداد! بعد از یکی دو بار قانونی عمل کردن زدم تو خط خلاف! با خودم گفتم حتماً ایرانسل این خلافی ها رو هم اشانتیون رو هواپیمای به این گرونی حساب میکنه دیگه! توی میلانهای کوچیک گاز میدادم و به ته میلان که می رسیدم دستی می کشیدم! بعدش از توی آینه بغل که پشت سرم رو نگاه می کردم می دیدم یکی دو نفر از ته میلان با چشای پف کرده از خونه بیرون اومدن و با دستشون یه چیزی به من میخواستن بفهمونن! حدس زدم دارن دستی کشیدن ماهرانه من رو تشویق می کنن که منم براشون بوق زدم و شستم رو بهشون نشون دادم! آخر شب زدم تو خیابونهای بالاشهر و پیاده روها رو با دقت زیر نظر گرفتم و... بعد بعد بعدش اومدم خونه و گرفتم حسابی خوابیدم.

سر صبح که از خونه بیرون رفتم تا هواپیمام رو برم به بر و بچ نشون بدم دیدم این دزدهای نامرد قفل کتابی در کابین خلبان رو شکستن و ضبطش رو بلند کردن! ولی عیب نداشت میدم بچه ها یه بوق باهاش بزنن به جاش یه ضبط برام بخرن! آخه ساب ووفرهایی که رو بالهاش نصب کرده بودم، بدون ضبط چه به درد می خورد؟! از شانس ما استارت هم نمی خورد. به آمپر بنزینش نگاه کردم دیدم دیشب با اون عشق و حال اساسی که کردم تا ته باکش رو هم نون کشیدم! متاسفانه کارت سوختی هم نداشتم که باهاش بنزین بزنم. پس باید می رفتم کارت سوخت رو از شرکت ایرانسل می گرفتم. پیش مسئول شرکت ایرانسل که رسیدم، شروع کرد به بد و بیراه گفتن که:

آدم خانوادگی از سرویس های همراه اول استفاده کنه ولی یه مشترک ایرانسلی مثل تو نداشته باشه! آخه تو خجالت نمی کشی؟! خوبه باز هواپیمای ما رو برنده نشدی! یک ژیان با آرم حک شده ایرانسل برنده شدی اونم بدون کارت سوخت! آخه بی جنبه همچین ماشینی رو بدون کارت سوخت توی بازار پول دستی هم روش میذارن بهت میدن! آبروی ما رو بردی با دستی کشیدن، رد کردن چراغ قرمز، بستن کمربند ایمنی(آخه سرعت ژیان با دنده چهارش حداکثر مثل دنده یک دوچرخه کوهستان عمل می کنه! توی اینجور ماشین ها بستن کمربند ایمنی خطرش بیشتره و جریمه داره!)، و .... ای بی ظرفیت! تو میدونی از دیشب تا حالا فروش زانتیا چقدر اومده پایین؟! تو آبروی شرکت سیتروئن سازنده سری ماشین های ژیان و زانتیا رو هم بردی!

و من با گریه و و باز با توهم داشتن یک هواپیمای تک نفره، ترمز دستی هواپیما رو خوابوندم و شروع به حرکت می کردم اگه با حرکت من موتور این ژیان لعنتی از ماشین جدا نمی شد!



 

دوست خوبم غرغرو منو به بازی انتخاب بهترین مطلب وبلاگ دعوت کرده ولی چکار کنم که همشون مثل بچه هام میمونن! به همین خاطر لینک بچه سیدهام رو این زیر میذارم!:
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-117.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-102.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-104.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-72.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-75.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-79.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-81.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-94.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-67.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-65.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-59.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-57.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-55.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-44.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-47.aspx
http://www.dastedovvom.blogfa.com/post-26.aspx


این هم دو سری فتوکاتورهای مبارزه با بدحجابی که میگن خیلی طرفدار پیدا کرد!:
سری 1
سری 2


شماره جدید ستون آزاد(33) منتشر شد. برای دانلود نسخه الکترونیکی کلیک کنید

+ نوشته شده در 87/04/05ساعت 15:23 توسط بهمن مهران |