از انشاهاي كودك هشت ساله

                                        امر به مروف ونحي از منكر را چگونه ارزيابي مي كنيد؟!

                                                از زبان كودك هشت ساله بخوانيد

                                     

                                    

ماه گذشته در هفته امر به مروف و نحي از منكر قرار گرفته بوديم! و خانوم معلممان گفته كه در اين مورد انشاع بنويسيد.

من ميخاهم چيزهاي امر به مروفي و نحي از منكري را به همه بگويم كه بد است! اگر چه با وجود سردار لادان، همه مردم دلشان ميخاهد كه امربه مروف و نحي از منكر را به منسه حضور برسانند. تازه اگر كسي هم دلش نخاهد، نبايد كه نخاهد! زيرا با وجود معمورين امنيت اجتمائي دلشون خاهونده خواهد شد! و اين خاهونده كردن دل به نظر من كودك هشت ساله هم خوب بايد است! اصلاً يعني چي كه آدم افراط و تفريط كند. در تابستان جوراب بپوشد تا زير قوضك پا، و در زمستان چكمه بپوشد تا زير گلو! همه چي بايد تا كمر باشد!

همچنين به علت اينكه اشتغال زايي يكي از برنامه هاي خوب اصلي خوب دولت خوب نهم خوب است، اميدوارم كه منكرات هميشه زياد باشند! زيرا در صورت نبودن منكرات، غير از نهاد امر به مروف و نهي از منكر كشور، معمورين امنيت اجتمائي هم ممكن است بيكار شوند! و اين اشتغال زايي را بد مي كند! ضمناً همانطور كه فرهنگ سازي از ورزشگاه ها شورو مي شود، مبارزه با بدحجابي هم بايد از داخل خانه ها شورو شود. زيرا همه مي دانندكه داخل خانه ها بدحجابي اش از بيرون خيلي بيشتر است!

حتي بعضي كارمندان دولت بدحجابيشان در داخل محل كار با بيرون خيلي فرق مي كند. همين خانوم معلم ما داخل مدرسه با خارج مدرسه خيلي فرق مي كند! مثل نسبت خانوم مارپل مي ماند به جليفر لوپز! و به نظرم بهتر است نمره ام را بدتر از اين نكنم!

ممنون از اينكه به دست دوم من سر زدين.خوشحال ميشم نظرتون رو در مورد اين مطلب بدونم.

 چاپ شده در شماره ۲۸ نشريه ستون آزاد

دانلود شماره ۲۸ ماهنامه طنز و كاريكاتور ستون آزاد

چاي شيرين

 

اين مطلب يكي از مطالب من در ستون ثابت"چاي شيرين" در ضميمه نوجوان يكي از نشريات است كه چند سال پيش به چاپ رسيد:

خود تبریک گویی در پست 100 !

هميشه از روزهاي اول بدم مي اومد. روز اول هفته،روز اول ماه، روز اول عيدنوروز، روز اول ترم، روز اول شروع يك كار جديد و روزهاي اول بيشمار ديگه. چون شديدا معتقدم كه اون روز ميتونه در طي كردن ادامه مسير بسيار تاثيرگذار باشه. يه جورايي همون خشت اول چون نهاد فلان نمي دونم چي چي حافظا! با خدا هم راستش رودربايستي كه ندارم! هر معامله اي كردم همون روز اول كردم. به همين خاطر از تمام روزهاي اول بدم مياد! آخه احساس مي كنم اگه توي اين روز معامله خوبي نكنم تا آخرش بازنده ام! از همه روزهاي اول بدتر روز اول سال جديد زندگيه! درست مثل امروز... هفتم بهمن، تولدم مبارك!

برام دعا كنين.